مرتضى مطهرى
957
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
حدوث و پيدايش عالم راه سوم از طرق مطالعه در خلقت و آفرينش موجودات ، راه حدوث موجودات اين جهان است . اين بحث نيز دامنهء درازى دارد و چون بعداً در متن مقاله در اين باره بحث خواهد شد فعلًا از بحث و توضيح دربارهء آن خوددارى مىكنيم . راه عقل يا راه استدلال و فلسفه اين راه هر چند دشوارترين راههاست اما از يك نظر كاملترين آنهاست . هر يك از راههاى سه گانه ( قلبى ، علمى ، عقلى ) از يك نظر رجحان دارد . راه دل و فطرت از نظر شخصى كاملترين راههاست ؛ يعنى براى هر فرد ، بهتر و لذت بخشتر و مؤثرتر اين است كه از راه دل به خداوند راه بيابد . همچنانكه قبلًا اشاره شد آن نقطهء اصلى كه راه اهل عرفان را از راه فلاسفه جدا مىكند همين نقطه است . عرفا معتقدند كه دل و احساسات فطرى قلب را بايد تقويت كرد و پرورش داد و موانع آن را از ميان برد تا معرفت شهودى حاصل شود . اما فلاسفه و متكلمين مىخواهند از طريق عقل و استدلال به خدا راه يابند . بديهى است كه اين دو راه مانعةالجمع نيستند . بعضى از اكابر ، هم سلوك عقلى كردهاند و هم سلوك قلبى . به عقيدهء صدر المتألهين لزوما بايد سلوك عقلى و سلوك قلبى با يكديگر توأم گردند . به هر حال از جنبهء فردى و شخصى قطعا راه اهل دل كاملتر است ولى شخصى است ، يعنى نمىتوان آن را به صورت يك علم قابل تعليم و تعلم براى عموم در آورد . هر كس از آن راه مىرود خود با خبر مىشود اما نمىتواند ديگران را آن طور كه خود خبر دار شده با خبر كند بر خلاف علم و فلسفه كه از طريق تعليم و تعلم ، تمام دريافتهاى افراد به يكديگر منتقل مىگردد . راه مطالعهء حسى و علمى خلقت از نظر سادگى و روشنى و عمومى [ بودن ] بهترين راههاست . استفاده از اين راه نه نيازمند است به قلبى صاف و احساساتى عالى ، و نه به عقلى مجرد و استدلالى و پخته و آشنا به اصول برهانى . اما اين راه فقط ما را به منزل اول مىرساند و بس ؛ يعنى همين قدر به ما مىفهماند كه طبيعت ، مسخّر